|
|
بزرگترين چيزي که ميشه بخشيد
نوشته شده در جمعه 1385/06/31 ساعت 9:11 توسط نازنین
رفتي خونم شده ويرون
نوشته شده در دوشنبه 1385/06/27 ساعت 14:55 توسط نازنین
مدتها بود که همه چيز رو بوسيده بودم و کنار گذاشته بودم ولي خوب ديگه همون حس رفتن کار دستم داد ٬ ميدونين تا در خونه دوست رفتن و سعادت زيارت نداشتن يعني چي واي خداي من ديوانگي بودو بس ٬ تمام اميدم هم واسه رفتن٬ ديدن اون بود ولي چي بدتر از اين که لب چشمه بري تشنه برگردي چي بدتر از اين که پيش دلدار بري ولي کام دل نگيري ٬ کسي توي اين سفر از درد دل من خبر نداشت پس مجبور بودم یه جوری عقده دلو دور از چشم همه خالی کنم٬ ولي خوب٬قسمت همين بوده آخه از اون قديم نديما ميگن بین عاشقو معشوق راهیست دراز ولي با تمام اين وجود راضيم به رضاي او
شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت فراق یار نه آن میکند که بتوان گفت
نوشته شده در جمعه 1385/06/24 ساعت 16:45 توسط نازنین
مهدی خوب زهرا وقتی بیای بهار می شه دوباره تو آسمون پر میشه از ستاره
وقتی بیای دنیا چراغون میشه دشت و دمن شکوفه بارون میشه وقتی بیای بچه ای گریون نمی شه واسه یه نون پدر تو زندون نمی شه وقتی بیای شاه و گدا نداریم ما دیگه هیچ وقت غم نان نداریم وقتی بیای ظلم و ستم نمی مونه دود می کنیم اسفند دونه دونه وقتی بیای شرمند میشه خورشید تو آسمون جایی نداره خورشید وقتی بیای دنیا به خود می باله هدیه به تو گل های سرخ لاله وقتی بیای مهدی خوب زهرا آهومی شم در بدر تو صحرا
نوشته شده در جمعه 1385/06/17 ساعت 15:13 توسط نازنین
زخمي تر از هميشه ، از درد دل سپردن نوشته شده در دوشنبه 1385/06/13 ساعت 16:54 توسط نازنین
الهي، آن خواهم که هيچ نخواهم. الهي، واي برمن اگر دلي از من برنجد. الهي، راز دل نهفتن دشوار است و گفتن دشوار تر. الهي، اگر ستارالعيوب نبودي ما از رسوايي چه مي کرديم؟ الهي، به سوي تو آمدم؛ به حق خودت مرا به من بر مگردان! الهي، آن که تو را دوست دارد، چگونه با خلقت مهربان نيست. الهي، به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده! الهي، توبه از گناهان آسان است؛ توفيق ده که از عبادتمان توبه کنيم! الهي، از پاي تا فرقم در نور تو غرقم.« يا نور السموات و الارض، انعمتَ فزد! » الهي، تن به سوي کعبه داشتن چه سودي دهد، آن که را دل به سوي خداوند کعبه ندارد؟ الهي، چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است، و چگونه سخن گويم که خرد مدهوش و بيهوش است.
نوشته شده در سه شنبه 1385/06/07 ساعت 13:46 توسط |