تبليغاتX
آدم راستکی -

...اگه يه روز بفهمي که عاشق کسي بودي که معني عشق نميدونه اگه يه روز بفهمي... که چشم به راه کسي بودي... که حتي يه لحظه هم حاظر نيست منتظرت بمونه... اگه يه روز بفهمي دلت واسه کسي تپيده... که حتي يه ذره جا تو دلش واست نذاشته همه اين ديوونه بازي ها همه اون دوست داشتن ها... همه اون تپيدنها ...همه اون عشق بازي ها ... همه اون منتظرموندن ها ....واسه کسي بوده که هيچ احساسي به تو نداشته...اون وقت دنيا رو سرت خراب ميشه ...زندگي برات مفهومي نداره.... تموم زندگيت ميشه به اجبار نفس کشيدن و ادا....









 

 نازنينم!بگذار تا برايت بگويم،.....!

هيچ ستاره ای درين خانه،روشن نمانده است!


هيچ شبگردی ازين کوچه گذر نکرده است!


هيچ صدايی سکوت وهم انگيز شبانه ام را نشکسته است!


و هيچ عابری نيم نگاهی به درون من نيانداخته است!...

 

نازنينم!

بگذار تا برايت بگويم،ياد تو هنوز،از شيشه های

 خاطره پاک نشده اند!


و نام تو هنوز،در غبار ژرف انگيز دلم بيتوته کرده است!...

نازنينم!

بگذار تا برايت بگويم که سياهی چگونه تا عمق وجودم رخنه کرد

 و چگونه فانوسهای دلم از پی هم سر به خاموشی سپردند!

و چگونه......


اشکهای سرگردان بيچاره ام کردند!

بر من ببخشای اين همه بی قراری را...............



نوشته شده در پنجشنبه 1385/03/18 ساعت 0:1 توسط آدم راستکی
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لينک ثابت