|
|
الهي، آن خواهم که هيچ نخواهم. الهي، واي برمن اگر دلي از من برنجد. الهي، راز دل نهفتن دشوار است و گفتن دشوار تر. الهي، اگر ستارالعيوب نبودي ما از رسوايي چه مي کرديم؟ الهي، به سوي تو آمدم؛ به حق خودت مرا به من بر مگردان! الهي، آن که تو را دوست دارد، چگونه با خلقت مهربان نيست. الهي، به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده! الهي، توبه از گناهان آسان است؛ توفيق ده که از عبادتمان توبه کنيم! الهي، از پاي تا فرقم در نور تو غرقم.« يا نور السموات و الارض، انعمتَ فزد! » الهي، تن به سوي کعبه داشتن چه سودي دهد، آن که را دل به سوي خداوند کعبه ندارد؟ الهي، چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است، و چگونه سخن گويم که خرد مدهوش و بيهوش است.
نوشته شده در سه شنبه 1385/06/07 ساعت 13:46 توسط |